زين العابدين شيروانى
315
بستان السياحه ( فارسي )
دوستان خدا را انكار كنند از براى رواج متاع كاسده است كه در نهاد دارند وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ * ذكر سيوند قريهايست دلپسند از قراى خفرك و از توابع شيراز در دامن كوه واقع و طرف مغربش فىالجمله واسع است رودى از قرب آن مىكذرد و باغات فراوان دارد قرب پانصد خانه در اوست و آب و هوايش نيكوست و اهل و نااهل دارد و عموما مكّارى و خالى از شرارت نباشند مكرّر مشاهده شده ذكر سيون قصبهايست از قصبات سند مزار لال شهباز مقدّم درويشان جلالى آنجاست قرب دو هزار خانه در اوست جائى وسط است ذكر سيفآباد نام چند موضع است بزركترين آنها سيفآباد شاه جهانآباد است و آن در هشت منزلى وى اتّفاق افتاده قرب دو هزار خانه در اوست و قراى آباد مضافات اوست در زمين هموار واقع و جوانب آن واسع است حكّام آنجا از جانب سنكان مقرّر است مردمش اكثر هندوان و ديكر مسلمان و قليلى اهل ايمانند راقم چندى در آن قصبه بوده و با بزركان آنجا صحبت نموده است و ديكر سيفآباد پنجابست و آن در سه منزلى لاهور واقع و آن قريه قصبهمانند است مردمش اكثر حنفىمذهبند ذكر سميرم نام دو بلوكست سميرم عليا و سميرم سفلى سميرم عليا از مضافات فارس است آب و هواى خوب دارد و مردمش شيعىمذهب و لرمشربند و سميرم سفلى تابع قمشه است قرب بيست پاره قريه در اوست و آبش خوب و هوايش نيكوست باغات خوب دارد و ميوههاى سردسيريش فراوان و اكثر مشتهياتش ارزانست مكرّر مشاهده شده مردم نيك دارد احوال ذكر سيادهن قريهايست از قراى قزوين و آن در زمين هموار واقع و اطرافش واسع است قرب دويست خانه در اوست آبش كم و هوايش نيكوست هندوانهء ممتاز دارد و اكثر مردمش ترك و عموما شيعىمذهب مكرّر ديده شده كلشن سيزدهم در بيان حرف شين بر خاطر معرفتمآثر ارباب دانش و بر ضماير فضيلتمداثر اصحاب بينش پوشيده و مستور نخواهد بود كه مخلص اهل كمال و معتقد اهل حال مريد جامع فضائل انسانى ابن اسكندر زين العابدين شيروانى در حرف شين معجمه بلاد بسيار ديده و ديار بيشمار شنيده اظهر و اشهر آن مذكور مىشود ذكر شام ولايتى معروف و كشوريست موصوف در لغت يونان ملك شام را سريا بكسر سين مىكفتند و مردم آن ديار ارض مقدّس و زمين كنعان مىخوانند و وجه تسميهء آن بملك شام اينست كه از بنى كنعان بن نوح ع قومى از مكّهء معظّمه متفرّق شده جمعى تيامن كرده بجانب يمن رفتند اكابر قوم ندا كردند تيامنوا لهذا ملك يمن را يمن ناميدند و جمعى ديكر تياسر نموده كفتند تشاءموا بنابراين آن ديار مسمّى بشام شد بعضى كفتهاند كه باعث آبادى آنجا سام بن نوح ع بوده و در لغت سريانى سين را بشين بدل نموده شام خواندند محدود است از مشرق به جزيره عرب و بلاد دياربكر و از مغرب به دريا و از جنوب ايضا به دريا و ملك عرب و از شمال به ارمنيّه صغرا و روم و طولش يك ماه و عرضش بيست روز راه است و محتويست بر پنج جند بضمّ جيم جند اردن جند دمشق جند حمّص و جند فلسطين و جند قنسرين و هريك از آن جندها مشتمل است بر بلاد قديمه و قصبات عظيمه و نواحى معموره و مواضع مشهوره و مراتع دلكش و مزارع خوش جميع بلاد شام از اقليم سيّم و چهارم است جبال و صحراى آن برابر و يكسانست و اكثر اماكن آن ديار بحسب آب و هوا معتدل و بعضى بلادش اندك بكرمى مايل و برخى به دريا متّصل است سكنهاش چند فرقهاند و غالب فرقه عربند و ساير فرق نيز بسيارند فرقهء اسلام متفرّق به چند فرقهاند اوّل شافعى دويّم حنفى اين دو فرقه سواد اعظمند و فرقهء مالكى و حنبلى نسبت به ساير فرق كمند و ديكر فرقه شيعهء اماميّهاند و اين فرقه قرب صد هزار خانوارند امّا متفرقند و ديكر علىاللّهىاند كه آن فرقه از صد هزار خانهوار متجاوزند و در شهر انطاكيه و جبال سكونت دارند و ديكر جماعت نصارايند قرب دويست هزار خانهوار مىشوند همكى خراج كذارند و ايشان نيز متفرّقند و ديكر قوم سامريند كه ايشان را دروس كويند سه روزه راه ملك ايشانست و در جبل لبنان و نواحى آن سكونت دارند تقريبا صد و پنجاه هزار خانوارند اكثر اوقات ايشان ياغى و طاغى خوندكارند و ديكر قوم يهودند اين طايفه نيز متفرّقند قرب پنجاه هزار خانوارند و طايفه از طوايف كرد نيز در آن ديار هستند كه يزيد بن معاويه را مىپرستند امّا خوار و بىاعتبارند در كتب تواريخ مسطور است كه فتح شام بالتّمام در زمان خلافت عمر بن خطّاب روى نمود و اكثر بلادش را خالد بن وليد و سعد وقّاص كشودند و ملوك قديم آنجا را بديار عدم ارسال نمودند و حكومت شام قديم الايّام به اولاد كنعان بن نوح ع اختصاص داشت بعد از آن طايفهء عمالقه از قوم جرهم در مكّهء معظّمه بقوم ديكر جنك كرده و مغلوب شده بديار شام آمدند و چون قوّت تمام داشتند لاجرم با كنعانيان در امر حكومت لواى شركت افراشتند تا آنكه از بنى اسرائيل جمعى از انبياء عظام و ملوك ثريّامقام ظهور نموده ارض شام